السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

482

تفسير الميزان ( فارسي )

« وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ » « 1 » و نيز فرموده : « وَاللَّه مِنْ وَرائِهِمْ » « 2 » . و خلاصه معناى آيه اين است كه : كشتى مزبور مال عده اى از مستمندان بوده كه با آن در دريا كار مىكردند ، و لقمه نانى به دست مىآوردند ، و در آنجا پادشاهى بود كه كشتىهاى دريا را غصب مىكرد ، من خواستم آن را معيوب كنم تا آن پادشاه جبار بدان طمع نبندد ، و از آن صرفنظر كند . * ( « وَأَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواه مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَكُفْراً » ) * . از نظر سياق و از نظر جمله * ( « وَما فَعَلْتُه عَنْ أَمْرِي » ) * كه خواهد آمد بطور روشن چنين به نظر مىرسد كه مراد از « خشيت » به طور مجاز پرهيز از روى رأفت و رحمت باشد ، نه معناى حقيقيش كه همان تاثر قلبى خاص است . چون خداى تعالى در آيه « وَلا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّه » « 3 » معناى حقيقى خشيت را از انبياى عظامش نفى كرده است . و نيز بطور روشن چنين به نظر مىرسد كه منظور از جمله * ( « أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَكُفْراً » ) * اين باشد كه پدر و مادر خود را اغواء نموده و از راه تاثير روحى وادار بر طغيان و كفر كند ، چون پدر و مادر محبت شديد نسبت به فرزند خود دارند . ليكن جمله * ( « وَأَقْرَبَ رُحْماً » ) * كه در آيه بعدى است تا حدى تاييد مىكند كه دو كلمه « طغيانا » و « كفرا » دو تميز باشند براى « ارهاق » يعنى در حقيقت دو وصف باشند براى غلام نه براى پدر و مادرش . * ( « فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْه زَكاةً وَأَقْرَبَ رُحْماً » ) * . مقصود از اينكه فرمود « ما خواستيم خدا به جاى اين فرزند فرزندى ديگر به آن دو بدهد كه از جهت زكات ( طهارت ) بهتر از او باشد » اين است كه از جهت صلاح و ايمان بهتر از او باشد ، چون در مقابل طغيان و كفر كه در آيه قبلى بود همان صلاح و ايمان است ، اصل كلمه « زكات » به طورى كه گفته شده طهارت و پاكى است . و مراد از اينكه فرمود « نزديكتر از او از نظر رحم باشد » اين است كه از او بيشتر صله رحم كند ، و بيشتر فاميل دوست باشد ، و به همين جهت پدر و مادر را وادار به طغيان و كفر نكند . و اما اگر بگوييم « يعنى مهربانتر به پدر و مادر باشد » با جمله « اقرب منه » مناسب

--> ( 1 ) هيچ بشرى را نمىرسد كه خدا با او تكلم كند ، مگر از راه وحى ، يا از وراى حجاب . سوره شورى ، آيه 51 . ( 2 ) و خدا از وراى ايشان است . سوره بروج ، آيه 20 . ( 3 ) از احدى جز خدا نمىترسند . سوره احزاب ، آيه 39 .